X
تبلیغات
دنیای من


جاده ی زندگی را خودمان انتخاب می کنیم .


برچسب‌ها: زندگی
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 15:53  توسط معصومه | 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 11:40  توسط معصومه | 

چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است . . .

(دکتر علی شریعتی)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 11:39  توسط معصومه | 

چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است . . .

(دکتر علی شریعتی)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 11:39  توسط معصومه | 
می خواهم برگردم به روزهای کودکی :
آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود…
عشــق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد…
بالاترین نــقطه ى زمین ، شـانه های پـدر بــود…
بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند…
تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند…
تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازیهایم بـود…
و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود…


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 11:38  توسط معصومه | 
دندانپزشك آخرين دندان گرگ را كشيد ! نگاهي به صورت گرگ انداخت و پوز

خندي زد...!  گرگ زير لب گفت بخند...! 

اينست عاقبت گرگي كه عاشق گوسفندي شده باشد...!

 

پوستت را میکنند تا بهتر شکسته شوی ...

                     نترس گردوی کوچک!

آنچه سیاه میشود روی تو نیست ،دست آنهاست...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 11:37  توسط معصومه | 
دوست دارم خدااااااااااااا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 14:3  توسط معصومه | 
اشکای من بیشتر از این ارزشو داشت  دیدیم وفاتو فوق العاده وفادار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 11:51  توسط معصومه | 
خدایااا...........................بس چی شد وفا
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 11:49  توسط معصومه | 
روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .

علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد :

در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم.

جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.

سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟

مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.

سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد.

آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟

مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود .

سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟

مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.

سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی .

آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود ؟

و آیا کسی که رفتارش نا درست است ، روانش بیمار نیست ؟

اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟

بیماری فکری و روان نامش غفلت است.

و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.

پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده.

بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 11:25  توسط معصومه | 
پیش از اینها فكر می كردم خدا
خانه ای دارد كنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق كوچكی از تاج او
هر ستاره، پولكی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، كهكشان

رعد وبرق شب، طنین خنده اش
سیل وطوفان، نعره توفنده اش

دكمه ی پیراهن او، آفتا ب
برق تیغ خنجر او ماهتاب

هیچ كس از جای او آگاه نیست
هیچ كس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان،دور از زمین

بود، اما در میان ما نبود
مهربان وساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 11:22  توسط معصومه | 
به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید
 

دل من گرفته زینجا , هوس سفر نداری؟ ز غبار این بیابان؟
 

همه آرزویم اما.... چه کنم که بسته پایم....
 

به کجا چنین شتابان؟
 

به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم

سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران
 

برسان سلام ما را  
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 11:17  توسط معصومه | 

غیبت

غیبت در لغت به معنی حضور نداشت یک فرد در یک مکان خاص است به عنوان مثال، دانش‌آموزان باید مطابق برنامهٔ درسی‌شان در کلاس‌های مدرسه حاضر باشند، و عدم حضور آن‌ها در کلاس غیبت نام می‌گیرد. هم‌چنین غیبت کردن به معنی نقل بدی‌های یک فرد در جمعی که او در آن حضور ندارد به کار می‌رود. اصطلاح دیگری که معادل این معنای غیبت است، پشت سر کسی بدگویی کردن یا پشت سر کسی حرف زدن است. زمانی آن چه که پشت سر کسی گفته می‌شود غیبت نام می‌گیرد که اولاً آن فرد از شنیدنش ناراحت شود، و دوم آن که آن حرف راست باشد. اگر آن چه که پشت سر فردی گفته شده، راست نباشد، بهتان یا تهمت نام می‌گیرد احکام غیبت غیبت چیست؟ غیبت آن است که عیب پنهانی کسی را پشت سر او بگویند. اگر صفت ناروا در شخصی باشد یا کاری انجام داده باشد که گناه است و دیگران از آن بی اطلاع اند و دوست ندارد کسی آن را برای دیگران بازگو کند، بازگو کردن آن پشت سر او برای دیگران غیبت است.(2) احکام غیبت غیبت هم برای گوینده و هم برای شنونده حرام است. سؤال: آیا انتقاد از مسئولین کشور و شهر، غیبت محسوب می شود؟ جواب: چنانچه هدف کوچک کردن آنها باشد، حرام است. سؤال: آیا در مسائل سیاسی و اجتماعی غیبت جایز است؟ ملاک و میزان چیست؟ جواب: اگر عنوان غیبت داشته باشد، جایز نیست. سؤال: آیا غیبت کردن از یک نفر یا دو نفر نامشخص، حرام است؟ جواب: مانع ندارد. سؤال: اگر شخصی قدش کوتاه است و پشت سرش بگویند که قدش کوتاه است، آیا غیبت محسوب می شود؟ جواب: نسبت به صفات ظاهره که همه از آن آگاهی دارند، اگر قصد هتک و تحقیر نداشته باشد، اشکال ندارد. سؤال: آیا غیبت بچه نابالغ ممیز یا غیر ممیز جایز است؟ جواب: در بچه ممیز جایز نیست. سؤال: آیا شوهر می تواند در مقابل دیگران عیوب زنش را بگوید و او را تحقیر کند، اگر چه به شوخی باشد؟ جواب: غیبت کردن مؤمن و نیز تحقیر مؤمن و کاری که موجب اذیت او می شود، جایز نیست. سؤال: آیا گفتگو درباره رسوم، آداب، گفتار، کردار، طرز لباس پوشیدن، شکل ظاهری، ادا در آوردن روستاییها، شهریها و قبائل گوناگون ایران، غیبت محسوب می شود؟ جواب: اگر به قصد عیب جویی و مسخره کردن نباشد، اشکال ندارد. سؤال: آیا بررسی کارهای مسئولی از مسئولان نظام جمهوری اسلامی در غیاب او از نظر شرع مقدس، غیبت محسوب می شود؟ جواب: بررسی مسائل اجتماعی و انتقادهای سازنده و مثبت، غیبت محسوب نمی شود. سؤال: در بین بعضی از مردم مرسوم است که وقتی می خواهند نشانی شخصی را بدهند، مثلاً می گویند: «همان که قدش کوتاه است» یا «شکمش بزرگ است» و مانند این تعبیرات، اگر آن فرد را بشناسیم و بدانیم که با این حرفها ناراحت می شود، آیا غیبت محسوب می شود؟ جواب: در صورتی که این صفات در عرف، جنبه مذمت داشته باشد، جایز نیست. سؤال: آیا غیبت کردن از مسئول اداره و یا کارمندی که خلاف مرتکب شده، جایز است؟ جواب: اگر به قصد نهی از منکر باشد و اثر داشته باشد، لازم است. موارد جواز غیبت 1. غیبت متجاهر به فسق (کسی که علنی و آشکار گناه می کند)، که در مورد همان گناهش به اتفاق فقها جایز است و اما نسبت به گناهان دیگرش که پنهان است، مورد اختلاف است. 2. موارد تظلّم شخص از کسی که در حق او ظلم کرده، که می تواند ظلم او را بیان کند. 3. موارد مشورت، مانند کسی که می خواهد دخترش را به کسی بدهد، و با شخصی در مورد آن فرد مشورت می‌کند که آن شخص می تواند عیب پسر را نقل کند. 4. در موارد خیرخواهی و نصیحت، مثل اینکه شخصی با کسی رفیق شود و انسان احتمال دهد که این رفاقت منجر به فساد آن شخص شود. در این صورت، چون رفیق او آدم بدی است، می توان در مقام نصیحت و خیرخواهی، عیب او را ذکر نمود. 5. کسی که می خواهد به دین ضرر بزند. 6. کسی که می خواهد به خودش ضرری بزند که لازم است او را حفظ نمود. 7. کسانی که نوشته‌های مسموم، منحرف کننده و باطل دارند. توبه از غیبت پس از واقع شدن غیبت، توبه و پشیمانی از آن واجب است و احتیاط مستحب آن است که از غیبت شده، اگر فسادی بر آن مترتب نگردد، حلالیت بطلبد و یا برای او استغفار کند. بنابراین، اگر غیبت شونده از دنیا رفته، برای او بسیار استغفار کند و اگر زنده است و انسان بزرگوار و باگذشتی است و گفتن به او عداوت و دشمنی و فتنه ایجاد نمی کند، احتیاط مستحب آن است که از وی حلالیت بطلبد و اگر احتمال می دهد که مراجعه به او سبب عداوت و فتنه می شود، به وی مراجعه نکند و در عوض برای او بسیار استغفار کند. سؤال: اگر کسی غیبتی از شخصی کرده، همچنین تهمتی زده یا شنیده، در این موارد باید رضایت فرد غیبت شده و شخص تهمت زده شده را جلب کند یا خیر؟ جواب: لازم نیست، ولی باید توبه کند. سؤال: اگر فردی غیبت فرد دیگر را نموده، آیا باید برای توبه کردن، از طرف مقابل طلب رضایت نماید یا اینکه تنها استغفار کافی است؟ در صورت مانع بودن شرم و حیا، چه باید کرد؟ جواب: استغفار کافی است. غیبت و راههای درمان آن

معنای غیبت اشکال مختلف غیبت حرمت غیبت اجماعی است عذاب برای غیبت کننده غیبت حق الناسی است که ... آسیب‌های اجتماعی غیبت راه درمان غیبت گوش دادن به غیبت نیز حرام است کلامی از شهید ثانی


این مبحث با روایتی از امام صادق علیه السلام شروع می شود: امام به نقل از رسول خدا(ص) فرمودند:" غیبت در دین مرد مسلمان سریع تر از مرض اکله در درونش اثر می گذارد و رسول خدا(ص) فرمود: نشستن در مسجد در انتظار خواندن نماز عبادت به حساب می آید، تا زمانی که از او چیزی سر نزند. از آن حضرت سوال شد چه چیز از او سر نزند؟ حضرت فرمود: غیبت از او سر نزند." مرض اکله، دردی است که وقتی در عضوی از اعضای بدن پیدا می شود، آن عضو را می خورد و نابود می کند. منظور حدیث این است که همان طور که وقتی مرض اکله در بدن پیدا شود، عضو مبتلا را می خورد و نابود می سازد، غیبت کردن هم همین تاثیر را نسبت به دین شخص دارد.

معنای غیبت

فقها تعاریف فراوانی برای غیبت داشته اند و معیارهایی در این خصوص ارائه کرده اند. شیخ شهید در کتاب کشف الریبه ملاک غیبت را اینگونه معنا کرده است که: " هرگاه کسی در غیاب دیگری سخنی نسبت به او بگوید که عرفاً و در نزد مردم نقص و عیب به حساب می آید و قصد وی از این کار سرزنش و یا برملا کردن نقص او باشد، مرتکب غیبت شده است." همچنین ابوذر می گوید: از رسول خدا(ص) پرسیدم که غیبت چیست؟ حضرت فرمودند:" غیبت عبارت است از اینکه نسبت به برادرت چیزی بگویی که او از آن خوشش نمی آید. ابوذر پرسید: حتی اگر این صفت و ویژگی در او باشد؟- باز هم غیبت، به حساب می آید؟- حضرت فرمود:" اگر- آن صفت- در او باشد، غیبت است؛ والا تهمت به حساب می آید." روشن است که منظور برادر در این روایت تنها برادر نسبی نیست، بلکه برادر ایمانی را هم شامل می شود. منظور از اکراه نیز چیزی است که عرفا عیب و نقص به حساب می آید و قصد مذمت و گفتن نقص هم در روایت مستتر و تلویحا آمده است؛ والا اگر از راه لطف و مرحمت چیزی در خصوص او بگوید، غیبت صورت نگرفته است.

اشکال مختلف غیبت

نکته قابل توجه اینکه غیبت کردن تنها با لفظ شکل نمی گیرد، بلکه در بسیاری از موارد غیبت کردن با حرکات اعضا هم مصداق می یابد، چنان که عایشه می گوید:" زنی نزد ما آمد. چون روی خود برگرداند با دست اشاره کردم که کوتاه قد است. رسول خدا(ص) فرمودند: غیبت این زن را کردی." از روایات درک می‌شود که افشای آنچه از عیب‌های مومن پوشیده شده است حرام می باشد؛ چه شخص راضی باشد و چه راضی نباشد، چه قصد برملا کردن نقص در میان باشد و چه نباشد، اما از ملاحظه مجموع روایات برمی آید که قصد، برملا کردن نقص است که این افشاگری را حرام می‌کند مگر این که اصل مورد از مواردی باشد که اظهار آن حرمت شرعی داشته باشد مثل معصیت که خود معصیت کننده هم نمی تواند اظهار کند. حتی اگر مومن نسبت به برملا کردن مسائل پنهان خود راضی باشد و قصد برملا کردن نقص و عیب هم در میان نباشد، غیبت به حساب می آید.

حرمت غیبت اجماعی است

حرمت غیبت اجماعی و بلکه از ضروریات فقه است. مهم، توجه به پیامدهای آن است که امید است با اندیشیدن در این پیامدها به آن مبتلا نشویم و اگر مبتلا هستیم، به زودی برگردیم که اگر با این صفت از دنیا برویم، رسوایی در قیامت را به دنبال دارد و صورت ملکوتی آن همان است که در سوره مبارکه حجرات آیه 12 آمده است:" ... آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر خود را بخورد، در حالی که مردار است...؟!" از آن جا که غیبت کننده در دنیا آبروی مردم را دریده است- مانند حیوانی که بدن مردم را پاره می کند- در قیامت صورت ملکوتی این عمل- خوردن مردار- به او برمی گردد. در روایت آمده است که رسول خدا(ص) مردی را به خاطر ارتکاب زنا سنگسار نمود. یکی از حاضران به رفیقش گفت:" این مرد در جایگاه خود مثل سگ کشته شد." سپس رسول خدا(ص) با آن دو نفر از مرداری عبور کردند. پیامبر(ص) به آنها فرمود: " با دندان‌های خود از این مردار بکنید." آنها گفتند: یا رسول الله؛ آیا از گوشت مردار بخوریم؟ پیامبر(ص) فرمود: آنچه از برادر خود به شما رسید تعفن آن بیش از این است.

عذاب برای غیبت کننده

در برخی روایات هم آمده است که در روز قیامت غیبت کننده گوشت خود را می خورد. مرحوم شیخ صدوق به سند خود از امام علی(ع) نقل می‌کند که در ضمن موعظه‌های خود به نوف البکالی فرمود:"... از غیبت دوری کن، زیرا غیبت نان و خورش سگهای آتش است. ای نوف! دروغگوست کسی که فکر می‌کند حلال زاده است در حالی که گوشت‌های مردم را با غیبت کردن می خورد." در روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص) آمده است که :" کسی که فرد مسلمانی را غیبت کند، روزه اش باطل گردد و وضویش شکسته شود و در قیامت در حالی محشور می‌شود که از دهانش بویی بدتر از مردار به مشام می رسد، به طوری که اهل قیامت از بوی او در عذاب خواهند بود." همچنین انس بن مالک به نقل از رسول خدا(ص) می گوید:" در شب معراج بر قومی گذر کردم که روی خود را با چنگال خویش خراش می دادند. از جبرئیل پرسیدم: اینها چه کسانی هستند؟ گفت: اینها کسانی هستند که غیبت مردم را می کردند و آبروی مردم را می بردند." کسی که تلاش می‌کند عیب‌های پوشیده مردم را برملا کند، خداوند او را رسوا خواهد کرد. چنان که امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود:" ای کسانی که به زبان اسلام آورده اید و ایمان به قلب شما وارد نشده است! مسلمانان را سرزنش نکنید! و عیب‌های پوشیده آنها را جستجو نکنید! زیرا کسی که پوشیده‌های آنها را جستجو کند، خداوند پوشیده هایش را جستجو کند، افتضاح نماید، اگر چه در خانه اش باشد." فردی که عیب‌های پوشیده مردم را افشا می کند؛ چون مردم ناموس الهی اند، هتک حرمت الهی کرده است. پس در این عالم و آن سرا رسوا خواهد شد. در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده که رسول خدا(ص) در معراج از خداوند پرسید: " ای پروردگار! حال مومن نزد تو چگونه است؟ فرمود، ای محمد! کسی که دوستی از من را اهانت کند، پس همانا به محاربه با من اقدام کرده است..." در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است که غیبت کردن سبب خروج از ولایت الهی و ورود در ولایت شیطان می شود. غیبت حق الناسی است که ... غیبت از جمله گناهانی است که علاوه بر جنبه حق اللهی، جنبه حق الناسی هم دارد. رسول خدا(ص) در ضمن سفارشات خود به ابوذر فرمود:" از غیبت کردن بترس که آن از زنا شدیدتر است؛ پرسیدم: ای رسول خدا! به چه علت؟ حضرت فرمود: چون زنا کننده اگر توبه کند، خداوند او را می آمرزد، اما غیبت آمرزیده نشود مگر این که صاحبش( غیبت شونده) را راضی کند." پس چه بسیار افرادی که گرفتار حق الناس شوند و در قیامت شخصی از او راضی نگردد! روایت دیگری در این زمینه از رسول خدا(ص) گویای تاثیرغیبت در از بین بردن نیکی‌های بنده است. آن حضرت فرمود:" آتش در سوزاندن و از بین بردن چیز خشک از غیبت در نابودن کردن نیکی‌های بنده سریع تر نیست؛ چنان که در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است که در روز قیامت شخصی در نامه عمل خود نیکی‌های خود را نمی بیند. چون از این امر سوال می‌کند به او گفته می‌شود چون غیبت کردی، عمل تو از بین رفت.

آسیب های اجتماعی غیبت

گناه غیبت نه تنها موجب فساد در ایمان و اخلاق شخص و رسوایی او در دنیا و آخرت می گردد، بلکه مفاسد اجتماعی و بشری را هم به دنبال دارد. از مقاصد بزرگ انبیاء علیهم السلام تشکیل مدینه فاضله و جامعه ای نیکوست، و این مهم زمانی به وجود می آید که مردم با یکدیگر الفت و محبت داشته باشند، به طوری که افراد همگی به منزله یک شخص باشند و در این صورت چنین طایفه و ملتی بر طوایف و ملتهای دیگر پیروز خواهند شد، همان طور که مسلمین صدراسلام بر اثر همین اتفاق و وحدت بر حکومتهای بزرگ آن پیروز شدند. بر اساس آنچه گفته شد و روایاتی که در این زمینه وجود دارد، مسلمین مامور و موظفند که با یکدیگر دوستی و مودت ورزند؛ و طبعاً آنچه این دوستی را می افزاید مطلوب و پسندیده است و هر چه از این دوستی و مودت کم کنند، ناپسند است و واضح است که غیبت کردن موجب کینه و دشمنی و بغض می‌شود و از این رهگذر وحدت اجتماع از بین می رود، و این از آسیب‌های اجتماعی غیبت است و لازم است برای پرهیز از این ضرر بزرگ از این عمل زشت دور شوند.

راه درمان غیبت

برای درمان این بیماری از دو راه علم و عمل باید استفاده نمود. درمان علمی: درمان علمی این گناه آن است که شخص در پیامدهای این گناه بیندیشد و این پیامدها را با آنچه از این گناه عایدش می شود، مقایسه کند، از این مقایسه وی تشویق می‌شود که این عمل را ترک کند؛ زیرا او با این گناه از چشم مردم می افتد، رسوای دو عالم می گردد، بغض و کینه و دشمنی ایجاد می کند.هرگاه این پیامدها را با چند لحظه یاوه سرایی و بذله گویی مقایسه کند، پی خواهد برد که با غیبت کردن چه خطای بزرگی مرتکب شده است. ای عزیز! با بندگان خدا که مورد دوستی خداوند هستند، محبت قلبی داشته باش! مبادا با محبوب حق، دشمنی ورزی که خداوند در این صورت ترا از رحمت خود دور می سازد. قدری در آثار دنیایی و اخروی غیبت اندیشه کن و در صورت‌های وحشتناک این گناه در قبر و قیامت تأمل نما و به اخبار و احادیثی که در این زمینه وارد شده است دقت کن و میان چند دقیقه بذله گویی و نتایج این گناه مقایسه ای به عمل آور. در این صورت از این گناه پرهیز خواهی کرد. وانگهی اگر کسی غیبت دیگری می‌کند به این انگیزه که با او دشمن است، چگونه حاضر می‌شود نیکی هایش را به دشمنش منتقل کند و گناهان دشمن را به نامه عمل خود وارد کند؟ چنان که در روایات به این پیامد غیبت اشاره شده است. درمان عملی:آنست که به هر زحمتی هم که شده، عنان نفس زبان را به دست بگیری تا به مرور زمان به راحتی از غیبت کردن پرهیز نمایی. و سعی کنیم که خوبیهای مردم را ببینیم و به دنبال معایب آنها نباشیم. آورده اند که حضرت عیسی(ع) با عده ای از حواریون از جایی عبور می کردند که به مردار سگی برخوردند. همراهان گفتند: چه مردار بدبویی! حضرت عیسی(ع) فرمود: چه دندانهای سفیدی دارد. آنها نقص مردار را دیدند و حضرت عیسی کمال آن را گوشزد کرد. چقدر خوب است بیش از آنچه به عیب‌های دیگران توجه کنیم به دنبال کشف عیبهای خود باشیم. چنان که رسول خدا(ص) فرمود: " خوشا به حال کسی که مشغول بودن او به عیبش، او را از عیب جویی دیگران باز دارد."

گوش دادن به غیبت نیز حرام است

همانطور که غیبت کردن حرام است، گوش دادن به غیبت هم گناه به حساب آمده و حرام می باشد. از برخی روایات استفاده می‌شود که گوش کننده غیبت همانند غیبت کننده است؛ چنان که امام علی(ع) فرمود:" گوش کننده به غیبت، نیزغیبت کننده است." از برخی روایات استفاد می‌شود که رد کردن غیبت واجب است و در روایتی از رسول اکرم(ص) رد کردن غیبت را باعث دفع شر و بدی از غیبت کننده عنوان نموده اند. امام صادق علیه السلام به نقل از رسول خدا فرمود:" آگاه باش کسی که بر برادر خود منت بگذارد و غیبتی را که در مجلسی درباره او شنیده است رد کند، خداوند متعال هزار باب از بدی در دنیا و آخرت از او رد می‌کند و اگر با وجود توانمندی از این کار خودداری ورزد، برای او مثل گناه کسی است که هفتاد بار او را غیبت کرده باشد، خواهد بود." روایت دیگری در این زمینه از رسول خدا(ص) آمده است. آن بزرگوار فرمود: " ای علی! کسی که نزد او برادر مسلمانش غیبت شود و بر یاری کردن برادرش- دفع غیبت او- توانا باشد و او را یاری نکند، خداوند او را در دنیا و آخرت رسوا می کند." نکته ظریفی را مرحوم شیخ انصاری در تفسیر این روایات آورده و آن این است که مقصود از یاری رساندن غیبت شونده غیر از نهی از غیبت است؛ بلکه منظور آن است که هرگاه غیبت کننده عیبی دنیایی را مطرح کرد، شخص در جواب بگوید اینها که عیب نیست؛ بلکه گناه کردن عیب است؛ و اگر عیبی اخروی مطرح کند، برای یاری کردن برادر دینی اش بگوید: بالاخره افراد گاهی مرتکب خطا می شوند بهتر است برای او طلب آمرزش شود نه عیب جویی و غیبت. نکته دیگر این که گاه شنونده غیبت با برخی حرکات مشوق غیبت کننده می شود، مثلاً وقتی غیبتی می‌شود مکرر" استغفار" کند یا کلامی مثل " عجب" و... بگوید. این حرکات غیبت کننده را به ادامه کار تشویق می‌کند و طبعا حرمت آن محرز و مسلم است. کلامی از شهید ثانی شهید ثانی کلامی در این زمینه دارد و آن این که از بدترین انواع غیبت، غیبتی است که اهل علم با برخی جمله‌ها مرتکب می شوند؛ مثلاً وقتی سخن از کسی به میان می آید، او می گوید: الحمدلله که ما اهل ریا و خودنمایی نیستیم این شخص در حقیقت مرتکب غیبت شده، زیرا به طرف فهمانده است که شخص مورد نظر اهل ریا و خودنمایی است. یا گاهی کسی صفت بدی را به خود نسبت می دهد تا دیگری را به این صفت مطرح کند؛ مثلاً می گوید فلانی آدم خوبی است؛ ولی به دلیل کم تحملی که همه ما به آن مبتلا هستیم، در عبادات سست است. یا بگوید: برای فلان دوست ما فلان حادثه اتفاق افتاد، خداوند او و ما را بیامرزد. او با این کار در حقیقت سرپوشی بر باطن پلید خود قرار داده است. اینها نیز از مصادیق غیبت هستند. آنچه گفته شد برخی از پیامدهای غیبت و نیز راههای مقابله با آن و مصادیق این گناه بود. به خداوند متعال پناه می بریم از نفس اماره و بدی هایی که رها کردن عنان زبان ما را به آنها دچار می سازد.

پانویس

  1. عمید، حسن. فرهنگ عمید. تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳. ص ۱۷۴۵.
  2. عمید، حسن. فرهنگ عمید. تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳. ص ۱۷۹۲.
  3. لغت‌نامهٔ دهخدا، مدخل غیبت.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1391ساعت 16:2  توسط معصومه | 

غیبت و راههای درمان آن

معنای غیبت

اشكال مختلف غیبت

حرمت غیبت اجماعی است

عذاب برای غیبت كننده

غیبت حق الناسی است كه ...

آسیب های اجتماعی غیبت

راه درمان غیبت

گوش دادن به غیبت نیز حرام است

كلامی از شهید ثانی

 

نوزدهمین حدیث از چهل حدیث حضرت امام خمینی(ره) در خصوص غیبت، راههای ترك این گناه و گناه شنیدن غیبت است.

این مبحث با روایتی از امام صادق علیه السلام شروع می شود: امام به نقل از رسول خدا(ص) فرمودند:" غیبت در دین مرد مسلمان سریع تر از مرض اكله در درونش اثر می گذارد و رسول خدا(ص) فرمود:

نشستن در مسجد در انتظار خواندن نماز عبادت به حساب می آید، تا زمانی كه از او چیزی سر نزند. از آن حضرت سوال شد چه چیز از او سر نزند؟ حضرت فرمود: غیبت از او سر نزند."

مرض اكله، دردی است كه وقتی در عضوی از اعضای بدن پیدا می شود، آن عضو را می خورد و نابود می كند. منظور حدیث این است كه همان طور كه وقتی مرض اكله در بدن پیدا شود، عضو مبتلا را می خورد و نابود می سازد، غیبت كردن هم همین تاثیر را نسبت به دین شخص دارد.

 

معنای غیبت

فقها تعاریف فراوانی برای غیبت داشته اند و معیارهایی در این خصوص ارائه كرده اند. شیخ شهید در كتاب كشف الریبه ملاك غیبت را اینگونه معنا كرده است كه:

" هرگاه كسی در غیاب دیگری سخنی نسبت به او بگوید كه عرفاً و در نزد مردم نقص و عیب به حساب می آید و قصد وی از این كار سرزنش و یا برملا كردن نقص او باشد، مرتكب غیبت شده است."

همچنین ابوذر می گوید: از رسول خدا(ص) پرسیدم كه غیبت چیست؟ حضرت فرمودند:" غیبت عبارت است از اینكه نسبت به برادرت چیزی بگویی كه او از آن خوشش نمی آید.

ابوذر پرسید: حتی اگر این صفت و ویژگی در او باشد؟- باز هم غیبت، به حساب می آید؟- حضرت فرمود:" اگر- آن صفت- در او باشد، غیبت است؛ والا تهمت به حساب می آید."

روشن است كه منظور برادر در این روایت تنها برادر نسبی نیست، بلكه برادر ایمانی را هم شامل می شود. منظور از اكراه نیز چیزی است كه عرفا عیب و نقص به حساب می آید و قصد مذمت و گفتن نقص هم در روایت مستتر و تلویحا آمده است؛ والا اگر از راه لطف و مرحمت چیزی در خصوص او بگوید، غیبت صورت نگرفته است.

اشكال مختلف غیبت

نكته قابل توجه اینكه غیبت كردن تنها با لفظ شكل نمی گیرد، بلكه در بسیاری از موارد غیبت كردن با حركات اعضا هم مصداق می یابد، چنان كه عایشه می گوید:" زنی نزد ما آمد. چون روی خود برگرداند با دست اشاره كردم كه كوتاه قد است. رسول خدا(ص) فرمودند: غیبت این زن را كردی."

از روایات درك می شود كه افشای آنچه از عیب های مومن پوشیده شده است حرام می باشد؛ چه شخص راضی باشد و چه راضی نباشد، چه قصد برملا كردن نقص در میان باشد و چه نباشد، اما از ملاحظه مجموع روایات برمی آید كه قصد، برملا كردن نقص است كه این افشاگری را حرام می كند مگر این كه اصل مورد از مواردی باشد كه اظهار آن حرمت شرعی داشته باشد مثل معصیت كه خود معصیت كننده هم نمی تواند اظهار كند.

حتی اگر مومن نسبت به برملا كردن مسائل پنهان خود راضی باشد و قصد برملا كردن نقص و عیب هم در میان نباشد، غیبت به حساب می آید.

 

حرمت غیبت اجماعی است

حرمت غیبت اجماعی و بلكه از ضروریات فقه است. مهم ، توجه به پیامدهای آن است كه امید است با اندیشیدن در این پیامدها به آن مبتلا نشویم و اگر مبتلا هستیم، به زودی برگردیم كه اگر با این صفت از دنیا برویم، رسوایی در قیامت را به دنبال دارد و صورت ملكوتی آن همان است كه در سوره مباركه حجرات آیه 12 آمده است:" ... آیا یكی از شما دوست دارد كه گوشت برادر خود را بخورد، در حالی كه مردار است...؟!"

از آن جا كه غیبت كننده در دنیا آبروی مردم را دریده است- مانند حیوانی كه بدن مردم را پاره می كند- در قیامت صورت ملكوتی این عمل- خوردن مردار- به او برمی گردد.

در روایت آمده است كه رسول خدا(ص) مردی را به خاطر ارتكاب زنا سنگسار نمود. یكی از حاضران به رفیقش گفت:" این مرد در جایگاه خود مثل سگ كشته شد." سپس رسول خدا(ص) با آن دو نفر از مرداری عبور كردند. پیامبر(ص) به آنها فرمود: " با دندان های خود از این مردار بكنید." آنها گفتند: یا رسول الله؛ آیا از گوشت مردار بخوریم؟

پیامبر(ص) فرمود: آنچه از برادر خود به شما رسید تعفن آن بیش از این است.

 

عذاب برای غیبت كننده

در برخی روایات هم آمده است كه در روز قیامت غیبت كننده گوشت خود را می خورد.

مرحوم شیخ صدوق به سند خود از امام علی(ع) نقل می كند كه در ضمن موعظه های خود به نوف البكالی فرمود:"...

از غیبت دوری كن، زیرا غیبت نان و خورش سگهای آتش است. ای نوف! دروغگوست كسی كه فكر می كند حلال زاده است در حالی كه گوشت های مردم را با غیبت كردن می خورد." در روایت دیگری از پیامبر اكرم(ص) آمده است كه :" كسی كه فرد مسلمانی را غیبت كند، روزه اش باطل گردد و وضویش شكسته شود و در قیامت در حالی محشور می شود كه از دهانش بویی بدتر از مردار به مشام می رسد، به طوری كه اهل قیامت از بوی او در عذاب خواهند بود."

همچنین انس بن مالك به نقل از رسول خدا(ص) می گوید:" در شب معراج بر قومی گذر كردم كه روی خود را با چنگال خویش خراش می دادند. از جبرئیل پرسیدم: اینها چه كسانی هستند؟

گفت: اینها كسانی هستند كه غیبت مردم را می كردند و آبروی مردم را می بردند."

كسی كه تلاش می كند عیب های پوشیده مردم را برملا كند، خداوند او را رسوا خواهد كرد. چنان كه امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود:"

ای كسانی كه به زبان اسلام آورده اید و ایمان به قلب شما وارد نشده است! مسلمانان را سرزنش نكنید! و عیب های پوشیده آنها را جستجو نكنید! زیرا كسی كه پوشیده های آنها را جستجو كند، خداوند پوشیده هایش را جستجو كند، افتضاح نماید، اگر چه در خانه اش باشد."

فردی كه عیب های پوشیده مردم را افشا می كند؛ چون مردم ناموس الهی اند، هتك حرمت الهی كرده است. پس در این عالم و آن سرا رسوا خواهد شد.

در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده كه رسول خدا(ص) در معراج از خداوند پرسید:

" ای پروردگار! حال مومن نزد تو چگونه است؟ فرمود، ای محمد! كسی كه دوستی از من را اهانت كند، پس همانا به محاربه با من اقدام كرده است..."

در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است كه غیبت كردن سبب خروج از ولایت الهی و ورود در ولایت شیطان می شود.

 

غیبت حق الناسی است كه ...

غیبت از جمله گناهانی است كه علاوه بر جنبه حق اللهی، جنبه حق الناسی هم دارد.

رسول خدا(ص) در ضمن سفارشات خود به ابوذر فرمود:" از غیبت كردن بترس كه آن از زنا شدیدتر است؛ پرسیدم: ای رسول خدا! به چه علت؟ حضرت فرمود: چون زنا كننده اگر توبه كند، خداوند او را می آمرزد، اما غیبت آمرزیده نشود مگر این كه صاحبش( غیبت شونده) را راضی كند."

پس چه بسیار افرادی كه گرفتار حق الناس شوند و در قیامت شخصی از او راضی نگردد!

روایت دیگری در این زمینه از رسول خدا(ص) گویای تاثیرغیبت در از بین بردن نیكی های بنده است. آن حضرت فرمود:" آتش در سوزاندن و از بین بردن چیز خشك از غیبت در نابودن كردن نیكی های بنده سریع تر نیست؛ چنان كه در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است كه در روز قیامت شخصی در نامه عمل خود نیكی های خود را نمی بیند. چون از این امر سوال می كند به او گفته می شود چون غیبت كردی، عمل تو از بین رفت.

 

آسیب های اجتماعی غیبت

گناه غیبت نه تنها موجب فساد در ایمان و اخلاق شخص و رسوایی او در دنیا و آخرت می گردد، بلكه مفاسد اجتماعی و بشری را هم به دنبال دارد.

از مقاصد بزرگ انبیاء علیهم السلام تشكیل مدینه فاضله و جامعه ای نیكوست، و این مهم زمانی به وجود می آید كه مردم با یكدیگر الفت و محبت داشته باشند، به طوری كه افراد همگی به منزله یك شخص باشند و در این صورت چنین طایفه و ملتی بر طوایف و ملتهای دیگر پیروز خواهند شد، همان طور كه مسلمین صدراسلام بر اثر همین اتفاق و وحدت بر حكومتهای بزرگ آن پیروز شدند. بر اساس آنچه گفته شد و روایاتی كه در این زمینه وجود دارد، مسلمین مامور و موظفند كه با یكدیگر دوستی و مودت ورزند؛ و طبعاً آنچه این دوستی را می افزاید مطلوب و پسندیده است و هر چه از این دوستی و مودت كم كنند، ناپسند است و واضح است كه غیبت كردن موجب كینه و دشمنی و بغض می شود و از این رهگذر وحدت اجتماع از بین می رود، و این از آسیب های اجتماعی غیبت است و لازم است برای پرهیز از این ضرر بزرگ از این عمل زشت دور شوند.

 

راه درمان غیبت

برای درمان این بیماری از دو راه علم و عمل باید استفاده نمود.

درمان علمی: درمان علمی این گناه آن است كه شخص در پیامدهای این گناه بیندیشد و این پیامدها را با آنچه از این گناه عایدش می شود، مقایسه كند، از این مقایسه وی تشویق می شود كه این عمل را ترك كند؛ زیرا او با این گناه از چشم مردم می افتد، رسوای دو عالم می گردد، بغض و كینه و دشمنی ایجاد می كند.هرگاه این پیامدها را با چند لحظه یاوه سرایی و بذله گویی مقایسه كند، پی خواهد برد كه با غیبت كردن چه خطای بزرگی مرتكب شده است.

ای عزیز! با بندگان خدا كه مورد دوستی خداوند هستند، محبت قلبی داشته باش! مبادا با محبوب حق، دشمنی ورزی كه خداوند در این صورت ترا از رحمت خود دور می سازد. قدری در آثار دنیایی و اخروی غیبت اندیشه كن و در صورت های وحشتناك این گناه در قبر و قیامت تأمل نما و به اخبار و احادیثی كه در این زمینه وارد شده است دقت كن و میان چند دقیقه بذله گویی و نتایج این گناه مقایسه ای به عمل آور. در این صورت از این گناه پرهیز خواهی كرد.

وانگهی اگر كسی غیبت دیگری می كند به این انگیزه كه با او دشمن است، چگونه حاضر می شود نیكی هایش را به دشمنش منتقل كند و گناهان دشمن را به نامه عمل خود وارد كند؟ چنان كه در روایات به این پیامد غیبت اشاره شده است.

درمان عملی:آنست كه به هر زحمتی هم كه شده، عنان نفس زبان را به دست بگیری تا به مرور زمان به راحتی از غیبت كردن پرهیز نمایی. و سعی كنیم كه خوبیهای مردم را ببینیم و به دنبال معایب آنها نباشیم.

آورده اند كه حضرت عیسی(ع) با عده ای از حواریون از جایی عبور می كردند كه به مردار سگی برخوردند. همراهان گفتند: چه مردار بدبویی! حضرت عیسی(ع) فرمود: چه دندانهای سفیدی دارد.

آنها نقص مردار را دیدند و حضرت عیسی كمال آن را گوشزد كرد.

چقدر خوب است بیش از آنچه به عیب های دیگران توجه كنیم به دنبال كشف عیبهای خود باشیم. چنان كه رسول خدا(ص) فرمود:

" خوشا به حال كسی كه مشغول بودن او به عیبش، او را از عیب جویی دیگران باز دارد."

 

گوش دادن به غیبت نیز حرام است

همانطور كه غیبت كردن حرام است، گوش دادن به غیبت هم گناه به حساب آمده و حرام می باشد.

از برخی روایات استفاده می شود كه گوش كننده غیبت همانند غیبت كننده است؛ چنان كه امام علی(ع) فرمود:" گوش كننده به غیبت، نیزغیبت كننده است."

از برخی روایات استفاد می شود كه رد كردن غیبت واجب است و در روایتی از رسول اكرم(ص) رد كردن غیبت را باعث دفع شر و بدی از غیبت كننده عنوان نموده اند. امام صادق علیه السلام به نقل از رسول خدا فرمود:" آگاه باش كسی كه بر برادر خود منت بگذارد و غیبتی را كه در مجلسی درباره او شنیده است رد كند، خداوند متعال هزار باب از بدی در دنیا و آخرت از او رد می كند و اگر با وجود توانمندی از این كار خودداری ورزد، برای او مثل گناه كسی است كه هفتاد بار او را غیبت كرده باشد، خواهد بود."

روایت دیگری در این زمینه از رسول خدا(ص) آمده است. آن بزرگوار فرمود:

" ای علی! كسی كه نزد او برادر مسلمانش غیبت شود و بر یاری كردن برادرش- دفع غیبت او- توانا باشد و او را یاری نكند، خداوند او را در دنیا و آخرت رسوا می كند."

نكته ظریفی را مرحوم شیخ انصاری در تفسیر این روایات آورده و آن این است كه مقصود از یاری رساندن غیبت شونده غیر از نهی از غیبت است؛ بلكه منظور آن است كه هرگاه غیبت كننده عیبی دنیایی را مطرح كرد، شخص در جواب بگوید اینها كه عیب نیست؛ بلكه گناه كردن عیب است؛ و اگر عیبی اخروی مطرح كند، برای یاری كردن برادر دینی اش بگوید: بالاخره افراد گاهی مرتكب خطا می شوند بهتر است برای او طلب آمرزش شود نه عیب جویی و غیبت.

نكته دیگر این كه گاه شنونده غیبت با برخی حركات مشوق غیبت كننده می شود، مثلاً وقتی غیبتی می شود مكرر" استغفار" كند یا كلامی مثل " عجب" و... بگوید.

این حركات غیبت كننده را به ادامه كار تشویق می كند و طبعا حرمت آن محرز و مسلم است.

 

كلامی از شهید ثانی

شهید ثانی كلامی در این زمینه دارد و آن این كه از بدترین انواع غیبت، غیبتی است كه اهل علم با برخی جمله ها مرتكب می شوند؛ مثلاً وقتی سخن از كسی به میان می آید، او می گوید: الحمدلله كه ما اهل ریا و خودنمایی نیستیم این شخص در حقیقت مرتكب غیبت شده، زیرا به طرف فهمانده است كه شخص مورد نظر اهل ریا و خودنمایی است. یا گاهی كسی صفت بدی را به خود نسبت می دهد تا دیگری را به این صفت مطرح كند؛ مثلاً می گوید فلانی آدم خوبی است؛ ولی به دلیل كم تحملی كه همه ما به آن مبتلا هستیم، در عبادات سست است.

یا بگوید: برای فلان دوست ما فلان حادثه اتفاق افتاد، خداوند او و ما را بیامرزد.

او با این كار در حقیقت سرپوشی بر باطن پلید خود قرار داده است. اینها نیز از مصادیق غیبت هستند.

آنچه گفته شد برخی از پیامدهای غیبت و نیز راههای مقابله با آن و مصادیق این گناه بود. به خداوند متعال پناه می بریم از نفس اماره و بدی هایی كه رها كردن عنان زبان ما را به آنها دچار می سازد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1391ساعت 15:57  توسط معصومه | 
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی 


کار میکرد اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.


  هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر


صحبت کردن با اون بعد از یک ماه پسرک مرد…


وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر


پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید


که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترکگریه کرد


و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های 


عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی


میگذاشت و به پسرک میداد!

 

 

 

 

 

 

 

 

هيچوقت زود قضاوت نكن

ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮ25 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ


ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ


ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻗﻄﺎﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ. ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺷﺮﻭﻉ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﻄﺎﺭ


ﭘﺴﺮ25 ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺩﺭﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ


ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺪ.ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﺩ


ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ


ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ


ﻫﯿﺠﺎﻥ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﺮﺩ.ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ


 ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﻧﺪ ﻭ

ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ 5 ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،

ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥ

ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ،ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ،ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ

 
ﺑﺎ ﻗﻄﺎﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ

ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ

 
ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﭘﺴﺮﺟﻮﺍﻥ ﭼﮑﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ

 
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭرد

ﺁﺏ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﭼﮑﯿﺪ ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭﺍﺯ

ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦپرسيدند چراشما براي مداواي


  ﭘﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ


ﮔﻔﺖ:ﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ


ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ زندﮔﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 11:45  توسط معصومه | 


نگران نباش
حال دلم خوب است !!!
…نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست
نه از شیون های مداومش ، به وقت ِ خواستن ِ تو …
ارام جوری که نبینی و نشنوی
گوشه ای نشسته
و رویاهایش را به خاک می سپارد

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


میان ماندن و نماندن


فاصله تنها یک حرف ساده بود


از قول منبه باران بی امان بگو


دل اگر دل باشد


آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


گذشته در چشمانم مانده است


عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است


چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی


صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم


که نفهمی هنوز هم دوستت دارم



تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته


آسمان پر باران چشم هایم


بی تو بودن را معنا می کنم با شمع با سوزش ناگریز شمعی


بي پروانه بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد


وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟



تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


نمیشه که تو باشی من و من عاشقت نباشم


فاصله را معنا کن با کتابی که زبانش آمدن است …


دست بر دیوارسیمانی بکش لمس قلب من به همین آسانی است


بیراهه ای که به کوچه ی عشق می رسید اشتباه نبود راه


را اشتباه آمده بودم پشیمان نیستم!


راهنما شده ام ….‌


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

از فکر من بگذر خیالت تخت باشد


من می تواند بی تو هم خوشبخت باشد


این من که با هر ضربه ای از پا در آمد


تصمیم دارد بعد زا این سرسخت باشد


تصمیم دارد با خودش ،با کم بسازد


تصمیم دارد هم بسوزد ،هم بسازد


خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد


نخواست او به من خسته بی گمان برسد


شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت


کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد


چه میکنی اگر او راکه خواستی یک عمر


به راحتی کسی از راه ناگهان برسد


رها کند برود از دلت جدا باشد


به آنکه دوست ترش داشته به آن برسد


رها کنی بروند تا دوتا پرنده شوند


خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد


گلایه ای نکنی ، بغض خویش را بخوری


که هق هق تو مبادا به گوششان برسد


خدا کند که نه…!!نفرین نمیکنم که مباد


به او که عاشق او بوده ام زیان برسد


خدا کند که فقط این عشق از سرم برود


خدا کند که فقط زمان آن برسد





+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 11:44  توسط معصومه | 

درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن


دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن


دلت از آرزوی من، انگار بی خبر نبود


حتی تو تصمیمای من،چشمات بی اثر نبود


خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم


درارو بستم روت، تا احساس آرامش کنم


باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست


اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست


هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه


چی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه


یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن


تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن


خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم


درارو بستم روت،.. تا احساس آرامش کنم


باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست


اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست


درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن


دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن


دلت از آرزوی من، انگار بی خبر نبود


حتی تو تصمیمای من،چشمات بی اثر نبود


خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم


درارو بستم روت، تا احساس آرامش کنم


باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست


اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست


هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه


چی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه


یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن


تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن


خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم


درارو بستم روت،.. تا احساس آرامش کنم


باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست


اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست

درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن


دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن


دلت از آرزوی من، انگار بی خبر نبود


حتی تو تصمیمای من،چشمات بی اثر نبود


خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم


درارو بستم روت، تا احساس آرامش کنم


باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست


اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست


هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه


چی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه


یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن


تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن


خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم


درارو بستم روت،.. تا احساس آرامش کنم


باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست


اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست

درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن


دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن


دلت از آرزوی من، انگار بی خبر نبود


حتی تو تصمیمای من،چشمات بی اثر نبود


خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم


درارو بستم روت، تا احساس آرامش کنم


باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست


اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست


هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه


چی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه


یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن


تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن


خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم


درارو بستم روت،.. تا احساس آرامش کنم


باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست


اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست




+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 11:42  توسط معصومه | 
عشق با غرور زیباست

ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور
گدایی کنی آن وقت است

که دیگر عشق نیست

صدقه است!

آدما رو زیاد تنها نذارین


تو تنهاییشون یه دنیایی برا خودشون میسازن


که دیگه شما توش نیستین . . .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 11:40  توسط معصومه | 
دخترک تنها هنگام نماز چادر بر سر داشت

گویی فقط خدا با او نامحرم است.

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1391ساعت 19:38  توسط معصومه | 

اینم دو نفر عاشق


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 2:4  توسط معصومه | 

بعضی ها یه دوسـت دختــرم نـدارن از ايـن مـاشيــنـــا داشتــه بــاشـه !!!


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 1:52  توسط معصومه | 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 15:16  توسط معصومه | 

مطالب اموزنده و جالب,جملات کوتاه طنز,گل خشخاش

 

تلویزیون سریال پخش میکنه، حقوق پسره ۴۰۰ هزارتومنه
زنش برنامه ریزی میکنه در طول چندماه
هم ماشین لباسشویی میخرن هم جاروبرقی، هم فرش دستباف!
تازه مستأجرم هستن و به روح هم اعتقاد ندارن!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
لپ تاپم رو بردم نمایندگیش می گم ضربه خورده کار نمیکنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!
گفتم نه ، بی محلی کردم یکم، ضربه روحـــی خورده!!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
صحبت از گرمای هوا بود که به ماه رمضان رسید …
- امسال روزه می گیری؟
+ اگه خدا بخواد …
- منم می گیرم، ولی کدوم پزشک این همه سختی رو برا بدن تایید می کنه ؟
+ همون که وقتی همه پزشکان جوابت کردن ، برات معجزه می کنه !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
بعضی از آدم ها
فقط
از دور آدم اند !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تمام گلها به دست انسان چیده شدند
تنها گل خشخاش بود
که انتقام همه ی گلها را از انسان گرفت…!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
لبخند همیشه زیبا نیست
مخصوصا ً وقتی که یه تیکه سبزی لا دندونت گیر کرده !
تخمه سیاه حتی !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
 یه معلم دین و زندگى داشتیم بش میگفتیم رونالدینیو
به این سمت کلاس نگاه میکرد به اون طرفیا منفى میداد!
خیلى تکنیکى بود
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
موندم این گوشی هفصد تومنیه رو نخرم یا اون نهصد تومنیه رو !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
۱۵-۱۶ روز از ماه رمضون گذشت
هنوز کسی افطار دعوتمون نکرده که هیچ
کسی هم در این خونه رو نزد یه آش کشکی شعله زردی اصن هیچی !
ملت دین و ایمونشون سست شده
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
آدمایی که زایاد میخوابن تنبل نیستن
انگیزه ای واسه بیدار بودن ندارن
وگرنه شما بگو فردا ساعت ۵ صبح بریم شمال، هرکی پانشه !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
همیشه سعی کنید گول باطن افراد رو بخورین !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
یکی از رسالت های ِ فلش مموری گم شدنه!
اصن آفریده شده واسه گم شدن
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
شمام بچگی تو دستشویی دور مورچه ها آب می ریختین زندانی شن
بعد نجاتشون می دادین که قدر زندگیشون و بهتر بدونن؟
شمام هنوز این کارو می کنین؟
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
اگه تو تاکسی و اینا چار پنج تا اسمس دادین دستتون خسته شد
بدید بغل دستیتون ادامه شو براتون بنویسه. اون بیشتر در جریانه
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
مامانم هنوز معتقدِ که چون من همیشه پایِ اینترنتم پول تلفن زیاد میاد !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
باکلی احساس به نامزدم میگم :
وای چقدر دوست دارم…میگه از ته دل میگی؟
پ ن پ از سر پیچ لوزالمعده میگم!!!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
همینطور که یه ماه در سال نمی‌ذارن کسی چیزی بخوره که فقیرا رو درک کنیم
یه ماه هم بیان همینجوری بهمون پول بدن صفا کنیم ببینم پولدارا چی می‌کشن !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
طبق آخرین خبرها با اطلاع شدیم شما ۲ فروند مرغ در فریزر خود نگهداری میکنید !
بیایید شادی هایمان را قسمت کنیم !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
میگن تو جهنم مگسا با آدم کش میزنن تو سرمون!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
رفتم سوپر مارکت سر خیابون،یه بچه اومده به فروشنده میگه پفک چنده ؟
فروشنده میگه چه پفکی ؟ میگه این پفک پونصد تومنیا
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
واقعا سوال شده برام
چرا اکثر مردا موقع صحبت با جنس مخالف تن صداشون تغییر میکنه !؟ 
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
طرف ﻋﮑﺴﺸﻮ ﺭﻭ ﭘﺎﮐﺖ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﻨﺪﺍﺯﻥ ﻫﻤﻪ
ﺳﯿﮕﺎﺭﻭ ﺗﺮﮎ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺗﻮ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ
ﻧﻮﺷﺘﻪ: ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﻧﺸﻮ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ
یعنی اعتماد به نفسه تورو خر داشت الان سلطان جنگل بود
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
یه سری از آدما مغزشون فقط مسئولیت کنترل اندامشونو به عهده داره
و فکر کردن براش تعریف نشده
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
کسانی که جمله “همینی که هست” رو بکار میبرن
یادشون باشه که همیشه “همین” نمیمونه…!!!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
من نمیگم زن من بشینه تو خونه ظرف بشوره
پاشه تو خونه ظرف بشوره
همچین آدم دموکراتیم من 
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
پدر هادی مکانیکه سیبیل داره قدّش کوتاس
یه نموره هم چاقه ، بهش میگن علی ماریو
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تنها رقاصانی که هیچ وقت به جهنم نمیروند بندری ها هستند
چون در عین رقصیدن میگن توبه توبه !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
خیلی حس خوبیه اینکه بدونی یکی نگرانته…
خیلی حس بهتری میشه اگه اون یه نفر بشه ۶,۷ نفر…
یکیم از یکی خوشگل تر ! به به !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
یه عده ادم نفهم هستن که میفهمن نفهم هستن ولی نمیفهمن که میفهمیم نفهمن
اصلا یه وضی !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
من نمیدونم این چه کاریه که همیشه میگن باید ازصفر شروع کنیم
من خودم یه بار از ۷۶ شروع کردم اتفاقا خیلی هم خوب جواب داد 
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
انتقام رو از اونی باید گرفت که رفت ….
نه اونی که از همه جا بی خبر ؛
داره می یاد … !!!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
عشق به شکل پرواز پرنده ست ولی شاعر دقیقن ذکر نکرده کدوم پرنده لاشخور یا کرکس یا جغد !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
اینایی که از خیابون یه طرفه رد میشن
هم چپ و نگاه میکن هم راست
اینا همونایی هستن که هم از دشمن نارو خوردن هم از دوست . . .
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
یکی تعریف میکرد
داییش بعد ۴۰ سال دانشجو شده
جلسه اول تیریپ کت و شلوار و کیف به دست رفته سر کلاس دانشگاه همه دختر پسرا تو کلاس فک کردن استاده
اینم کم نیاورده
یه ربع صحبت کرده براشون
آخرش گفته عزیزان من استادتون نیستم
ولی قول بدین چون سن و سالم ازتون بیشتره من مبصر باشم 
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠طنز نوشته های کوتاه♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتند تا ببینند چند ساعت دوام میارند.
حداکثر زمانی رو که تونستند دوام بیارند ۱۷ دقیقه بود.
سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر ۱۷ دقیقه می تونند زنده بمونند به همون استخر انداختند.
اما این بار قبل از ۱۷ دقیقه نجاتشون دادند.
بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه کردند دوباره اونها رو به استخر انداختند.
حدس بزنید چقدر دوام آوردند؟
۲۶ ساعت !
پس از بررسی به این نتیجه رسیدند که علت زنده بودن موش ها این بوده که اونها امیدوار بودند تا دستی باز هم اونها رو نجات بده و تونستند این همه دوام بیارند …
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 15:15  توسط معصومه | 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 15:13  توسط معصومه | 


خوشبخت اگر خار بکارد / از بخت خوشش لاله و ریحانه در آید

/ بدبخت اگر مسجدی از آینه سازد / یا سقف فرو ریزد و یا قبله کج آید .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 15:7  توسط معصومه | 
آرام باش،توکل کن،تفکر کن و سپس آستين ها را بالا بزن و آنگاه ميبيني که دستان خداوند زود تر از تو دست به کار شده اند


♥▬▬▬▬▬▬♥



گاهی خدا درها رو میبنده و پنجره ها رو قفل می کند زیباست اگه فکر کنی شاید بیرون طوفانه و خدا میخواهد از تو محافظت کند


♥▬▬▬▬▬▬♥


آسمانی فکر کن و زمینی زندگی کن این یعنی سعادت و بدان هر جا
محبت باشد خداوند هم هست.


♥▬▬▬▬▬▬♥


پرسید کدام راه نزدیک تر است ؟ گفتم به کجا ؟ گفت به خلوتگه دوست ، گفتم مگر تو فاصله ای میبینی بین آنکس که دل ما همه منزلگه اوست !

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 15:6  توسط معصومه | 



یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید:
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
دلیلشو نمیدونم …اما واقعا ‌دوست دارم
...
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟
من جدا دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
باشه باشه!!! میگم …
چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخا...طر لبخندت،
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟ نه! معلومه که نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره
عشق خام و ناقص میگه: من دوست دارم چون بهت نیاز دارم
ولی عشق کامل و پخته میگه: بهت نیاز دارم چون دوست دارم
“سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی

در قلبت بمونه تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 11:3  توسط معصومه | 
یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند جلوی ویترین یک مغازه می ایستند... دختر:وای چه پالتوی زیبایی... پسر: عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری؟ وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومده.. پسر: ببخشید قیمت این پالتو چنده؟ فروشنده:360 هزار تومان... پسر: باشه میخرمش... دختر:آروم میگه ولی تو اینهمه پول رو از کجا میاری؟ پسر:پس اندازه 1ساله ام هست نگران نباش.. چشمان دختر از شدت خوشحالی برق میزند.. دختر: ولی تو خیلی برای جمع آوری این پول زحمت کشیدی میخواستی گیتار مورد علاقه ات رو بخری... پسر جوان رو به دختر بر میگرده و میگه: مهم نیست عزیزم مهم اینکه با این هدیه تو را خوشحال میکنم برای خرید گیتار میتونم 1سال دیگه صبر کنم.. بعد از خرید پالتو هردو روانه پارک شدن.. پسر:عزیزم من رو دوست داری؟ دختر: آره. پسر: چقدر؟ دختر: خیلی.. پسر: یعنی به غیر از من هیچکس رو دوست نداری و نداشتی؟ دختر: خوب معلومه نه.. یک فالگیر به آنها نزدیک میشود رو به دختر میکند و میگویید بیا فالت رو بگیرم... دست دختر را میگیرد.. فالگیر: بختت بلنده دختر زندگی خوبی داری و آینده ای درخشان عاشقی عاشق چشمان پسر جوان از شدت خوشحالی برق میزند... فالگیر: عاشق یک پسر جوان یک پسر قدبلند با موهای مشکی و چشمان آبی دختر ناگهان دست و پایش را گم میکند... پسر وا میرود... دختر دستهایش را از دستهای فالگیر بیرون میکشد... چشمان پسر پر از اشک میشود.. رو به دختر می ایستدو میگویید : او را میشناسم همین حالا از او یک پالتو خریدیم.. دختر سرش را پایین می اندازد.. پسر: تو اون پالتو را نمیخواستی فقط میخواستی او را ببینی.. ما هر روز از آن مغازه عبور میکردیم و همیشه تو از آنجا چیزی میخواستی چقدر ساده بودم ..نفهمیدم چرا با من اینکارو کردی چرا؟؟؟ دختر آروم از کنارش عبور کرد او حتی پالتو مورد علاقه اش را با خود نبرد ...
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 11:0  توسط معصومه | 
دلم بدجور گرفته خدایا چی میشد منم کسی رو داشتم سر به شونس میزاشتم از احساسم بهش میگفتم .من که تاحالا با کسی نبودم بس چرا نمی رسونیش چیرا؟اخه چیرا؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1391ساعت 11:44  توسط معصومه | 
بهلول دانا واستاد
 
روزی بهلول داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردهایش می گوید: من در سه مورد با امام صادق(ع) مخالفم.
یک اینکه می گوید خدا دیده نمی شود . پس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارد.
دوم می گوید : خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزاند در حالی که شیطان خود از
جنس آتش است و آتش تاثیری در او ندارد...
سوم هم می گوید : انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهد در حالی که
چنین نیست و از روی اجبار انجام می دهد.
بهلول که شنید فورا کلوخی دست گرفت و به طرف او پرتاب کرد. اتفاقا کلوخ به وسط پیشانی استاد خورد. استاد و شاگردان در پی او افتادند و او را به نزد خلیفه آوردند.
خلیفه گفت : ماجرا چیست؟ استاد گفت : داشتم به دانش آموزان درس می دادم که بهلول با کلوخ به سرم زد. و الان درد می کند.
بهلول پرسید : آیا تو درد را می بینی؟
گفت : نه
بهلول گفت : پس دردی وجود ندارد. ثانیا مگر تو از جنس خاک نیستی و این کلوخ هم از جنس خاک پس در تو تاثیری ندارد.
ثالثا : مگر نمی گویی انسانها از خود اختیار ندارند ؟ پس من مجبور بودم و سزاوار مجازات نیستم.
استاد اینها را شنید و خجل شد و از جای برخاست و رفت!!!ا

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1391ساعت 11:11  توسط معصومه |